close
تبلیغات در اینترنت
سبکباران ساحل ها,شعر سبکباران ساحل ها,شعر سبکباران ساحل ها

سبکباران ساحل ها,شعر سبکباران ساحل ها,شعر سبکباران ساحل ها

شعر سبکباران ساحل ها-خاموشی(فریدون مشیری)
تعداد بازديد : 49

شعر سبکباران ساحل ها-خاموشی(فریدون مشیری)

 

سبکباران ساحل ها

 

لب دريا نسیم و آب و آھنگ،

شكسته ناله ھاي موج بر سنگ.


مگر دريا دلي داند كه ما را،

چه توفان ھاست دراين سینه تنگ.

 

تب و تابي است در موسیقي آب

كجا پنھان شده است اين روح بي تاب ؟


فرازش شوق ھستي شور پرواز

فرودش غم سكوتش مرگ و مرداب


سپردم سینه را بر سینه كوه

غريق بھت جنگلھاي انبوه


غروب بیشه زارانم درافكند

به جنگلھاي بي پايان اندوه


لب دريا گل خورشید پرپر،

به ھر موجي پري خونین شناور.


به كام خويش پیچاندن و بردند

مرا اگر مردابھاي سرد باور


بخوان اين مرغ مست بیشه دور

كه ريزد از صدايت شادي و نور


قفس تنگ است و دلتنگ است ورنه

ھزاران نغمه دارم چون تو پرشور


لب دريا غريو موج و كولاك

فرو پیچد شب در باد نمناك


نگاه ماه در آن ابر تاريك

نگاه ماھي افتاده بر خاك


پريشان است امشب خاطر آب

چه راھي مي زند آن روح بي تاب ؟


سبكباران ساحل ھا چه دانند

شب تاريك و بیم موج و گرداب


لب دريا شب از ھنگامه لبريز

خروش موجھا پرھیز پرھیز

 

 

در آن توفان كه صد فرياد گم شد

چه برمي آيد از واي شب آويز

 

 

چراغي دور در ساحل شكفته

من و دريا دو ھمراه نخفته

 

 

ھمه شب گفت دريا قصه با ماه

دريغا حرف من حرف نگفته؟

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی