close
دانلود آهنگ جدید
افعال دو کلمه ای جدا شدنی, مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل,دنبالۀ قیدی + مفع

افعال دو کلمه ای جدا شدنی, مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل,دنبالۀ قیدی + مفع

گرامر انگلیسی/افعال دو کلمه ای/Two-word Verbs
تعداد بازديد : 9

افعال دو کلمه ای: Two-word Verbs:

 

 افعال دو کلمه ای عبارتند از افعال مرکبی که ازیک فعل به اضافۀ یک ضمیمه یا دنبالۀ قیدی تشکیل می شود. اینگونه افعال را افعال ترکیبی، ترکیبات فعل به اضافۀ قید و یا فعل به اضافۀ حرف اضافه نیز می گویند.

مثال:

 

fill in

 نوشتن و پر کردن 

take off

 بیرون آوردن لباس

pick up

برچیدن، سوار کردن مسافر

put on

پوشیدن

turn down

 کم کردن صدا

fill out

تکمیل کردن

 

در افعال دو کلمه ای معمولاً فشار صدا بر روی ضمیمه یا دنبالۀ کوتاهی است که بعد از فعل می آید، یعنی دنبالۀ قیدی دارای تکیۀ اصلی صدا است ولی در ترکیب فعل با حرف اضافه، فشار صدا بر روی خود فعل است.

در مورد افعال دو کلمه ای، گاهی می توان دنبالۀ قیدی آن را بعد از مفعول قرار داد ولی در ترکیبات فعل و حرف اضافه ، چنین تغییری هیچگاه امکان ندارد.

افعال دو کلمه ای به دو دسته، جدا نشدنی و جدا شدنی تقسیم می شوند.

 

افعال دو کلمه ای جدا نشدنی:

Inseparable Two-word Verbs:

 

در افعال دو کلمه ای جدا نشدنی دنباله قیدی همیشه بلافاصله بعد از فعل آورده می شود و مفعول چه اسم باشد و چه ضمیر، بعد از دنبالۀ قیدی قرار می گیرد و تحت هیچ گونه شرایطی نمی توان دنبالۀ قیدی را از فعل جدا کرده، بعد از مفعول قرار داد.

 

 مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

 

مثال:

He ran into his old friend yesterday.

او دیروز تصادفاً دوستش را دید.

I am going to call onhim tomorrow.

در نظر دارم فردا به او تلفن کنم.

 

 افعال دو کلمه ای جدا شدنی:

Separable Two-word Verbs:

 

در مورد افعال دو کلمه ای جدا شدنی، هم می توان مفعول اسمی را بعد از دنباله قیدی قرار داد و هم می توان ان را بین مفعول و دنبالۀ قیدی آورد. مثلاً هر دو جملۀ زیر را می توان با یک مفهوم به کار برد.

 

 مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

 

He took off his coat yesterday.

او دیروز کتش را بیرون آورد.

The waiter madeout the bill.

مستخدم صورت حساب را تنظیم کرد.

 

دنبالۀ قیدی + مفعول + فعل

 

He took his coatoff yesterday.

او دیروز کتش را بیرون آورد.

The waiter madethe bill out.

مستخدم صورت حساب را تنظیم کرد.

 

در اینجا باید خاطر نشان ساخت که تشخیص افعال دو کلمه ای جدا شدنی از افعال دو کلمه ای جدا نشدنی، همیشه کار اسانی نیست و این امر تابع قاعدۀ معینی نبوده، بلکه به تمرین زیاد بستگی دارد.

نکتۀ مهم دیگری که در مورد این افعال باید در نظر داشت، این است که در تحت بعضی شرایط عوض کردن جای مفعول اسمی و دنبالۀ قیدی امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر تمام افعال دو کلمه ای، حتی جدا شدنی را نمی شود همیشه از هم جدا کرد و مفعول را بین آنها قرار داد. برای مثال فعل دو کلمه ای   give up را به معنای “تسلیم شدن، دست کشیدن”، در نظر بگیرید. این فعل در شرایط معمولی جدا شنی بوده و می توان مفعول اسمی را بین فعل و دنبالۀ قیدی قرار دادولی مواردی پیش می آید که در مورد همین فعل نیز نمی توانیم مفعول را بین دو قسمت آن قرار دهیم و حتماً دنبالۀ قیدی  باید بلافاصله بعد از فعل قرار داده شود.

 

 مفعول + دنبالۀ قیدی + فعل

 

مثلاً می توانیم بگوییم :

 

He gave up hope.

او قطع امید کرد.

 

ولی هیچوقت نمی گوییم:

 

He gave hope up.

او قطع امید کرد.

 

جملۀ فوق از نظر گرامری نادرست است.

البته گاهی نیز اتفاق میافتد که مفعول فقط باید بین فعل و دنبالۀ قیدی قرار گیرد و هیچ شکل دیگری از آن قابل قبول نخواهد بود.

مثلاً می گوییم:

 

The escaped prisoner gavehimself up.

زندانی فراری خود را تسلیم کرد.

 

ولی هرگز نمی گوییم:

 

The escaped  prisoner gave up himself.

زندانی فراری خود را تسلیم کرد.

 

اما موارد زیادی هست که هر یک از دو شکل را بطور دلخواه می توان به کار برد.

در موارد زیر مفعول باید حتماً بین دو قسمت افعال دو کلمه ای قرار گیرد:

وقتیکه مفعول، ضمیر مفعولی و یا ضمیر انعکاسی باشد.

مثال:

 

The radio is too load; please turn it down.

صدای رادیو خیلی بلند است، لطفاً آن را کم کنید.

 

ولی چنانچه مفعول، اسم باشد، هم می توان آن را بین دو قسمت فعل قرار داد و هم بعد از دنبالۀ قیدی، هر دو صحیح  و مصطلح بوده و هیچ فرقی با هم ندارند.

مثال:

 

He turned on the TV.

او تلویزیون را روشن کرد.

He turned the TV on.

او تلویزیون را روشن کرد.

 

درصورتیکه مفعول، ضمیر باشد، حتماً باید بین دو قسمت فعل یا به عبارت دیگر قبل از دنبالۀ قیدی قرار بگیرد.

مثال:

The radio is too loud; please turn it down.

 صدای رادیو خیلی بلند است، لطفاً آن را کم کنید.

We don’t need the light; please turn it off.

به روشنایی نیاز نداریم، لطفاً لامپ را خاموش کنید.

The fugitive gavehimself up.

شخص فراری خودش را تسلیم  کرد.

 

در جملۀ سوم، ضمیر، himself، به صورت ضمیر انعکاسی به کار برده شده است.

غیر از ضمایر مفعولی و انعکاسی که حتماً باید بین فعل و دنبالۀ قیدی آن قرار گیرند، ضمایر دیگر را می توان در شرایط معمولی، بعد از دنبالۀ قیدی نیز قرار داد.

مثال:

Whoever else givesup his seat, I shall not give up mine.

 هرکس دیگری که بخواهد می تواند صندلیش را ببخشد، ولی من مال خودم را از دست نخواهم داد.

 

چنانکه می بینیم در جملۀ فوق کلمۀ mine ضمیر ملکی است که بعد از up که دنبالۀ قیدی می باشد، آورده شده است.

محل ضمایر اشارۀ those, these, that, this  در مورد این افعال بیشتر بستگی به جنبۀ تأکیدی آنها دارد.

مثال:

Take this down.

 این مطلب را یادداشت کن(به حافظه ات اعتماد نکن(

Take down this.

این مطلب را یادداشت کن(نه چیز دیگری را(

 

وقتیکه دو دنبالۀ قیدی با هم ترکیب شده و دنبالۀ قیدی مرکبی درست کرده باشند، مانند دنباله های قیدی in and out, up and down, off and on

اگر هر یک از این دنباله های قیدی به تنهایی همراه فعل آورده شود، امکان آوردن مفعول بعد از آنها وجود دارد. ولی هر گاه دو قید با هم ترکیب شوند، فقط انها را باید بعد از مفعول قرار داد. بدین معنی که مفعول بین فعل و دنباله های قیدی آورده می شود.

مثال:

He turned on the light.

او چراغ را روشن کرد.

He turned off the light.

او چراغ را خاموش کرد.

He turned the light on and off.

او چراغ را روشن و خاموش کرد.

He pulled up the blind.

او پشت دری را بالا زد.

He pulled down the blind.

او پشت دری را پایین کشید.

He pulled the blinds up and down.

او پرده ها را بالا و پایین کشید.

 

ضمیمه های قیدی:

ضمیمه های قیدی را برای اظهارات امری بدون آوردن فعل نیز به کار می برند. در اینگونه اظهارا ت بعد از ضمیمۀ قیدی، معمولاً حرف اضافه آورده می شود.

مثال:

Off with you!

 بروید سر کارتان.

Off with his head!

سرش را از تنش جدا کنید.

Out with him!

بیرونش کنید.

Down with the traitors!

مرگ بر خائنین.

 

برای دستورات دوستانه دنبالۀ قیدی را قبل از فاعل می آورند.

مثال:

 

Off you go!

بگذار و برو.

Away you run!

فرار کن

In you come!

بیا تو (بیا داخل(

 

افعال سه کلمه ای:

Three-word Verbs:

 

گاهی اوقات بعد از فعل، دو ضمیمه به دنبال یکدیگر آورده می شود که اولین دنباله مربوط به فعل بوده و قید می باشد و دنباله دیگر به اسم بعد از آن نسبت داده شده و حرف اضافه می باشد. این دسته از افعال که آنها را افعال سه کلمه ای گویند، همگی جدا نشدنی بوده و از اصطلاحات زبان انگلیسی به شمار می آیند.

مثال:

I can’t put up with that things.

 من نمیتوانم این شخص را تحمل کنم.

Some people never run out of things.

بعضی از مردم، هیچگاه دچار کمبود نمی شوند.

 

و اینک نمونه های بیشتری از این افعال:

 

to get through with

خاتمه دادن

to look in on

ملاقات کوتاه

to look forward to

انتظار داشتن

to look down on

با تحقیر نگریستن

to look up to

با نظر تحسین نگریستن

to keep up with

موافق اوضاع روز رفتار کردن

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی