close
تبلیغات در اینترنت
صدایی در شب/ فروغ فرخزاد,شعر صدایی در شب/ فروغ فرخزاد,,نوشته صدایی در

صدایی در شب/ فروغ فرخزاد,شعر صدایی در شب/ فروغ فرخزاد,,نوشته صدایی در

صدایی در شب -اسیر / فروغ فرخزاد
تعداد بازديد : 45

صدایی در شب -اسیر / فروغ فرخزاد

"صدایی در شب"

 

نیمه شب در دل ِ دهلیز خموش
ضربهٔ پایی افکند طنین


دل من چون دل گلهای بهار
پر شد از شبنم لرزان یقین

 

گفتم این اوست که باز آمده است
جستم از جا و در آیینهٔ گیج


بر خود افکندم با شوق نگاه
آه ، لرزید لبانم از عشق


تار شد چهرهٔ آیینه ز آه
شاید او وهمی را می نگریست


گیسویم در هم و لبهایم خشک
شانه ام عریان در جامهٔ خواب


لیک در ظلمت دهلیز خموش
رهگذر هر دم می کرد شتاب


نفسم ناگه در سینه گرفت
گویی از پنجره ها روح نسیم


دید اندوه من تنها را
ریخت بر گیسوی آشفتهٔ من


عطر سوزان اقاقی ها را
تند و بیتاب دویدم سوی در


ضربهٔ پاها ، در سینهٔ من
چون طنین نی ، در سینهٔ دشت


لیک در ظلمت دهلیز خموش
ضربهٔ پاها ، لغزید و گذشت
باد آواز ِحزینی سر کرد

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی