close
تبلیغات در اینترنت
بلور ِ رویا , عصیان / فروغ فرخزاد,شعر بلور ِ رویا,نوشته بلور ِ رویا

بلور ِ رویا , عصیان / فروغ فرخزاد,شعر بلور ِ رویا,نوشته بلور ِ رویا

بلور ِ رویا - عصیان / فروغ فرخزاد
تعداد بازديد : 14

بلور ِ رویا - عصیان / فروغ فرخزاد

"بلور ِ رویا"

 

 

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر 
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود 
سرهایمان چو شاخهٔ سنگین ز بار و برگ 
خامُش ، بر آستانهٔ محراب عشق بود 



من همچو موج ابر سپیدی کنار تو 
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید 
هر لحظه می چکید ز مژگان نازکم 
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید 


گویی فرشتگان خدا در کنار ما 
با دستهای کوچکشان چنگ می زدند 
درعطر عود و نالهٔ اسپند و ابر دود 
محراب را زپاکی خود رنگ می زدند 


پیشانی بلند تو در نور شمع ها 
آرام و رام بود چو دریای روشنی 
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود 
در زیر پلکهای تو رویای روشنی 


من تشنهٔ صدای تو بودم که می سرود
در گوشم آن کلام خوش ِ دلنواز را 
چون کودکان که رفته ز خود گوش می کنند 
افسانه های کهنهٔ لبریز راز را 


آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت
بال بلور قوس و قزح های رنگ رنگ 
در سینه قلب روشن محراب می تپید 
من شعله ور در آتش آن لحظهٔ درنگ 


گفتم خموش (آری) و همچون نسیم صبح 
لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو 
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز 
در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو 

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی