close
تبلیغات در اینترنت
سروده پوزش - از دریچه ماه/فریدون مشیری,پوزش - از دریچه ماه/ مشیری

سروده پوزش - از دریچه ماه/فریدون مشیری,پوزش - از دریچه ماه/ مشیری

پوزش - از دریچه ماه/فریدون مشیری
تعداد بازديد : 23

پوزش - از دریچه ماه/فریدون مشیری

"پوزش"

 

 

گفته بود پیش از این‌ها:

دوستی ماند به گل 

دوستان را هر سخن، هرکار، بذر افشاندن است

در ضمیر یکدگر

باغ گل رویاندن است




گفته بودم: آب و خورشید و نسیمش مهر هست

باغبانش، رنج تا گل بردمد

گفته بودم گر به بار آید درست

زندگی را چون بهشت

تازه، عطرافشان و گل‌ باران کند


گفته بودم، لیک، با من کس نگفت

خاک را از یاد بردی!

خاک را

لاجرم یک عمر سوزاندی دریغ

بذرهای آرزویی پاک را


آب و خورشید و نسیم و مهر را

زانچه می‌بایست افزون داشتم

شوربختی بین که با آن شوق و رنج

« در زمین شوره سنبل» کاشتم!

- گل؟

چه جای گل، گیاهی برنخاست

در پی صد بار بذرافشانی‌ام

باغ من، اینک بیابان است و بس

وندر آن من مانده با حیرانی‌ام!


پوزشم را می‌پذیری،

بی گمان

عشق با این اشک‌ها

بیگانه نیست

دوستی بذری‌ست، اما هر دلی

درخور پروردن این دانه نیست. 

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی