close
تبلیغات در اینترنت
شعر شب های کارون-آه،باران/فریدون مشیری,سروده شب های کارون-آه،باران/فری

شعر شب های کارون-آه،باران/فریدون مشیری,سروده شب های کارون-آه،باران/فری

شب های کارون-آه،باران/فریدون مشیری
تعداد بازديد : 60

شب های کارون-آه،باران/فریدون مشیری

"شب های کارون"

 

 

شب های تاریک 

شب های دلتنگ 

شب های خاموش. 

 


شب های زیر چتر غم 

شب های دلگیر 

شب های زندان، 

شب های زنجیر. 

شب های بی فانوس مهتاب 

شب های مرداب 

شب های سردِ برگ ریزان 

شب های درد مردمی در خود گریزان 

شب های پشت پرده نُه توی ظلمت 

شب های غربت 

شب های کُنجِ انزوا، بی ذره ای نور 

شب های مجبور


شب های مرگ زندگی 

شب های بیداد 

شب های فریاد. 

 



شب ها که چون آوای تندر، نعره ی تیر 

جان می شکافد هر زمان تا بانگ شبگیر 

شب ها که وحشت می خروشد بر در و بام 

شب های سرسام 

شب ها که راه کهکشان 

از هُرمِ آتش 

سرخ رنگ است. 

شب ها که جنگ است! 


شب ها که می لرزد زمین، هر لحظه صد بار 

شب ها که قلب کودکان می افتد از کار، 

شب های رگبار 


شب ها که برقِ شعله افکن، دود باروت 

ره می گشاید تا بلندای ستاره. 


شب های سنگر های خونین 

شب های پیکر های پاره 

شب ها که در پهنای بی آرام کارون 

دیگر نه آب است این 

که: لب پَر میزند خون! 


شب های غمناک 

شب ها که خیل بیگناهان 

چون برگ میافتد بر خاک 

شب های تلخ بردباری 

شب های سنگین و سیاه سوگواری


شب های که قوتِ مادران چشم بر در 

با روح مالامالِ اندوه 

بغض است و فریاد 

«وای» است و زاری. 


شب های حیرت. 

شب های حسرت. 

در تنگنایی این چنین تاریکِ تاریک 

جان را امیدی زنده می دارد که فردا 

-فردای نزدیک- 

این خلقِ خاموش 

با صبح پیروزی کشد بانگ رهایی 

پر می گشاید در بهشت روشنایی. 

بخش نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی