دانلود آهنگ جدیدclose
کتاب شرق اندوه (سهراب سپهری)
زمان جاري : دوشنبه 25 آذر 1398 - 1:52 قبل از ظهر
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم
...در حال بارگيري لطفا صبر کنيد
صفحه اصلي / سهراب سپهری / کتاب شرق اندوه (سهراب سپهری)
ارسال پاسخ جديد
کتاب شرق اندوه (سهراب سپهری)
تعداد بازدید: 327
sitolove آفلاين

ارسال‌ها : 37

عضويت:11 /6 /1395

کتاب شرق اندوه (سهراب سپهری)

فهرست کتاب شرق اندوه:
برای خواندن شعر بروی لینک کلیک کنید:

روانه: چه گذشت ؟

هلا: تنها به تماشاي چه اي ؟

پادمه: مي روييد. در جنگل ، خاموشي رويا بود.

چند: اينجاست ، آييد، پنجره بگشاييد، اي من و دگر من ها:

هايي: سرچشمه رويش هايي‌، دريايي‌، پايان تماشايي‌.

شكپوي: بر آبي چين افتاد ،سيبي به زمين افتاد.

نه به سنگ: در جوي زمان ، در خواب تماشاي تو مي رويم‌.

و: آري ، ما غنچه يك خوابيم‌.

نا: باد آمد ، در بگشا، اندوه خدا آورد.

پاراه: نه تو مي پايي‌، و نه كوه‌. ميوه اين باغ‌: اندوه‌، اندوه‌.

شيطان هم: از خانه بدر ، از كوچه برون‌، تنهايي ما سوي خدا مي رفت‌.

شورم را: من سازم : بندي آواز . برگيرم ، بنوازم‌. برتارم زخمه »لا«

بودهي Bodhi: آني بود ، درها وا شده بود .

گزار: باز آمدم از چشمه خواب ، كوزه تر در دستم‌.

لب آب: ديشب‌، لب رود، شيطان زمزمه داشت‌.

هنگامي: تاريكي ، پيچك وار ، به چپر ها پيچيد، به حناها، افراها.

تا: بالارو ، بالارو. بند نگه بشكن‌، وهم سيه بشكن‌.

تنها باد: سايه شدم‌، و صدا كردم‌:

تراو: در آ، كه كران را برچيدم‌، خاك زمان رفتم‌، آب «نگر»

ويد: ني ها ، همهمه شان مي آيد.

و شكستم ، و دويدم ، و فتادم: درها به طنين هاي تو وا كردم‌.

نيايش: يدستي افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چكد ، هر

به زمين: افتاد . و چه پژواكي كه شنيد اهريمن‌. و چه لرزي كه

و چه تنها: اي درخور اوج ! آواز تو در كوه سحر، و گياهي به نماز.

تا گل هيچ: مي رفتيم‌، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سياه ! !

سه شنبه 06 مهر 1395 - 10:40
ارسال پيام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


تمامی حقوق این قالب مربوط به همین انجمن میباشد|طراح قالب : ابزار فارسی -پشتیبانی : رزبلاگ

: